جمعه بیستم آبان ۱۳۹۰
موبایلم روزها رو کنار پنجره میگذرونه، شبها خاموش میشه و کنارم میخوابه. امیدوار بودم شرایط جدید به ترک اعتیادم به موبایل بیانجامه که نمیدونم این مقصود حاصل شده یا نه. معتاد به استفاده از موبایل نیستم. اتفاقا خیلی کم کاربرد هست در زندگانیم. معمولاً کسی باهام کاری نداره. به خصوص زنگ خور ندارم اصلاً. هر از گاهی پیامی میاد و میره. اعتیادم صرفاً به حضور موبایل هست. همیشه میخوام یه جوری یه جایی نزدیکم باشه جوری که دستم رو که دراز میکنم بتونم برش دارم. نمیدونم چه مرضیــه که آدم هی هر لحظه فکر میکنه یکی ممکنه کارش داشته باشه. دارم سعی میکنم ذهنم رو از این لحاظ به بیخیالی سوق بدم.
نویسنده: آیِ با کلاه | در ساعتِ 19:26 | لینک
|