نه تنها گریه‌ام نمی‌گیرد که حس می‌کنم اشک‌هایم خشک شده است. این چند روز اخیر، چند باری بغضم گرفت اما به گریه ختم نشد. چشمم اندکی تر شد اما اشکی جاری نشد.

شاید هنوز به عمق فاجعه پی نبرده‌ام.

 


نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 18:18 | لینک  | 


نوشتنم وقت می‌خواهد و خلوت. من اندک اندک وقت های پراکنده‌ای دارم که به خلوت ختم نمی‌شوند.

نوشتنم حوصله می‌خواهد و تمرکز. من هر از چند گاهی اندک حوصله‌ای دارم که مثل گنجشکک شیطانی از این شاخه به آن شاخه می‌پرد.

نوشتنم عشق می‌خواهد و انگیزه. من عشقی دارم که انگیزه‌هایش پیر و سال‌خورده زیر تلی از دغدغه‌های هر روزه به خواب رفته‌اند.

نوشتنم هدف میخواهد و هدف و هدف ... اما من به انتهای این کار ایمان ندارم!

 


برچسب‌ها: نوشتن، درس

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 11:2 | لینک  |