دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۶
انتحاری
تلگرام رو از روی گوشی پاک کردم. احساس رهایی دارم. فقط گذاشتم روی کامپیوتر باز باشه. روزی یک بار سرک میکشم و تمام. میخوام به جاش کتاب بخونم. دعا بفرمایید.
نویسنده: آیِ با کلاه | در ساعتِ 12:58 |
لینک
|
خودم رو پشت یه ستون،
زیر یه سایبون پنهان میکنم؛
پشتِ یه خط، زیر یه کلاه.
-------------------------------------
باز نشر این نوشتهها بدون هماهنگی قبلی و اجازه نویسنده مجاز نیست!
دربـچه
صفحه نخست
بایگانی
عناوین نوشتهها
افقهای دور
آنچه گذشت
تیر ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۳
مهر ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۱
خرداد ۱۴۰۱
مهر ۱۴۰۰
آذر ۱۳۹۹
آبان ۱۳۹۹
مهر ۱۳۹۹
شهریور ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۸
مهر ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۸
خرداد ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۷
آبان ۱۳۹۷
مرداد ۱۳۹۷
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
خرداد ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
آرشيو
موضوعات
گزیدهها
شعر
خاطرات
گلچین
برچسبها
کتاب
(66)
انگلیسی
(35)
خاطره
(31)
گزیده
(29)
شعر
(28)
پراکنده
(21)
داستان
(15)
تئاتر
(10)
انشا
(10)
ساعدی
(9)
موقعیت
(9)
نوروز
(8)
بیضایی
(7)
نمایشنامه
(7)
اتوبوس
(7)
کلاغ
(7)
وبلاگ
(7)
خواب
(6)
اجتماعی
(6)
نیمهکاره
(6)
خانه هنرمندان
(5)
نوشتن
(5)
تولد
(5)
زبان
(5)
تنهایی
(4)
مصاحبه
(4)
چهارشنبه
(4)
اجاره
(4)
تئاتر فجر
(4)
شهر باریک
(4)
خنکای ختم خاطره
(4)
احدیانی
(3)
زباله خشک
(3)
سال بلو
(3)
ذهن
(3)
و ...
RSS