جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶
دوری راه بی حکمت نیست. راه که دور باشه، فرصت میکنی قبل رسیدن خودت رو جمع و جور کنی. اشک هات رو پاک کنی، بغض هات رو قورت بدی.
نویسنده: آیِ با کلاه | در ساعتِ 13:39 | لینک
|
جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶
* اولین نوروز زیر سقف مشترک. اولین گردهمایی قوم و خویش توی خونه کوچک ما. دید و بازدیدهای عید و چند تا پاگشا و یه مهمونی کوچیک خانوادگی.
* اولین عیدی که یکی هست که لحظه های کش دار انتظار برای رسیدن مهمون ها رو به یکی از هیجانات زندگی تبدیل کنه.
* دوازده به در کردیم. دلم میخواست بریم گردش و طبعیت گردی. از خونه نشستن و ماشین سواری خسته بودم. نشد و نشد تا دوازدهم که رفتیم پارک طالقانی و یک شِبه کوه پیمایی انجام دادیم. یه تجربه ی شیرین دیگه. همیشه بچه خوبی بودم و خط قرمزها رو رد نکردم. فکر میکنم همسر هم کمابیش روحیات مشابهی داشته و داره. اما در کنار هم جرات میکنیم شیطنت بکنیم. خلاصه که دستم و کشید و برد جایی که تنهایی مطمئن هستم نمیرفتم.
نویسنده: آیِ با کلاه | در ساعتِ 12:37 | لینک
|