آنچه می‌خوانید بخشی از همون کتاب Anger Management For Dummies نوشته‌ی دکتر W.Doyle Gentry هست که توی پست قبل صحبتش بود. کتاب رو کامل نخوندم ولی بین اون همه راه‌های مختلف کنترل خشمی که داده بود، این یکی هم با مزه بود و هم مفید! بعله، این جانب بی اعصاب هم که کتاب میخونم باز یه چیزی پیدا میکنم برای این جا که گزیده بذارم!

 

The Life Savers technique

 

A simple, inexpensive, handy way to take immediate action when you find yourself getting angry is to suck on a Life Savers — or some other type of hard candy — until it’s all gone. It only takes five minutes (I’ve timed it!), but it short-circuits the natural progression of anger. So why does it work?

 

- This technique takes advantage of the link between the sucking reflex and achieving a state of calm that is evident in all newborn infants.  Any mother knows that giving an infant something to suck on alleviates the baby’s distress. That’s why pacifiers are so popular — and difficult for some children to give up as they get older.

 

- The technique involves the ingestion of something sweet — sugar — and sweet sensations are associated at the level of the brain with pleasure, which is the antithesis of anger. The Life Savers literally sweetens your disposition!

 

- It buys you enough time to formulate a response to your initial anger instead of just reacting to it.

 

- By putting something in your mouth to suck on, you can’t immediately verbalize your anger in ways that escalate the conflict between you and others or cause you regret later on. Telling someone “I’m sorry” after you’ve assaulted her with your angry words and tone of voice is useless and ineffective — it doesn’t help you and it certainly doesn’t help the other person.

 

ترجمه ش رو هم خودم این زیر آوردم، باشد که پند گیرید پاشید برید چهار تا کلاس زبان! (خطاب به اون دو نفری که خودشون میدونن :دی)

 

روش لایف سیور

 

یک راه ساده، ارزان و در عین حال کارا برای اقدام آنی در مواقعی که خود را در معرض عصبانی شدن میبینید مکیدن یک لایف سیور - یا هر آبنبات سخت دیگری - است تا وقتی که کامل آب شود و تمام شود. این کار همه اش پنج دقیقه زمان میبرد (قبلا امتحان کرده ام) اما مانع رشد طبیعی خشم را میگردد. اما چرا این روش مؤثر است؟

-  این تکنیک از رابطه‌ی بین رفلکس مکیدن و رسیدن به آرامش بهره می‌برد. رابطه‌ای که آشکارا در تمام نوزادان تازه متولد شده قابل رویئت است. هر مادری میداند که نوزادش با داشتن چیزی برای مکیدن آرام میشود. به همین دلیل هم هست که پستانک انقدر پرطرفدار است و ترک کردنش برای برخی بچه‌ها بسیار دشوار.

- طی این روش ماده ای شیرین به بدن میرسد و حس شیرینی در مغز همراه است با حس خوشی، که متضاد خشم است. لایف سیور به معنای واقعی کلمه زندگی شما را شیرین میکند.

- این روش به شما زمان کافی میدهد تا پاسخ درستی برای خشم اولیه‌ی خود بسازید به جای آن که صرفاً به آن واکنش نشان دهید.

- وقتی چیزی در دهانتان قرار میدهید برای مکیدن، دیگر نمیتوانید در جا خشمتان را در قالب کلماتی بریزید که رابطه ی بین شما و طرف مقابلتان را بغرنج تر خواهند کرد و دست آخر موجب پشیمانی خواهند شد. این که به طرف مقابلتان بگویید «ببخشید» آن هم بعد از این که با کلمات، لحن و صدایی خشمگین به او توهین کرده اید بی فایده است و دردی - نه از شما و نه از طرف مقابلتان - دوا نمیکند.

 


نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 10:50 | لینک  | 


 

روزهای بدیه. هوای بدیه. گرما آدم رو بی‌تاب می‌کنه و خسته. بدن شروع میکنه به یه تلاش درونی برای خنک نگه داشتن خودش و طی همین مبارزه‌ی سرسختانه برای نگه داشتن عقربه دماسنج روی دمای 37 درجه کم کم، کم میاره، و داغ میکنه و آخرش خودش جوش میاره!

 

پ.ن. این نوشته مال روزهای گرم تابستونی اواخر تیر و اوایل مرداده.

 


برچسب‌ها: گرما

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 12:31 | لینک  | 


 

یکی از اخلاق‌های بدی که دارم «عصبی/عصبانی/بی اعصاب» بودنه. راستش نمی‌دونم کدوم یکی از این سه تا کلمه‌ای که توی گیومه گذاشتم توصیف مناسب‌تریه برای اون‌چه که من هستم، همین قدر می‌دونم که زود از کوره در می‌رم. کوره‌م چندان داغ نیست، هیچ وقت هم خیلی دووم نمیاره. ولی همیشه همون انفجار اولیه و پرتاب ناگهانی و کنترل نشده‌ی گدازه ها، خرابی ای رو که نباید، به بار میاره. اصولاً آدم عصبانی‌ای نیستم. مشکل این‌جاست که هر وقت عصبانی، یا ناراحت، یا خسته، یا بی‌حوصله، یا نگران، یا کلافه ... باشم پرخاشگر میشم. به عبارتی، هر وقت هر نوع موج احساسی منفی در وجودم در جریان باشه اعصابم راحتتر تحریک و برآشفته میشن و معمولاً نتیجه‌ش یه برخورد نا به جاست که موجبات ناراحتی و دلخوری اطرافیانم رو فراهم می‌کنه.

تا این لحظه متأسفانه راهی برای تغییر یا درمان خودم پیدا نکردم. فقط اگر با طرفم خیلی ندار باشم قبلش بهش یه هشدار می‌دم که «ببین الان حالم خوش نیست گیر نده، سوال هم نپرس». چند وقت پیش گفتم بذار طبق معمولی که به مشکل برمیخورم، دست به دامن اینترنت و کتاب بشم. رفتم یه کتاب Anger Management (مدیریت خشم) دانلود کردم نشستم به خوندن. هی خوندم، هی به حال خودم تأسف خوردم، هی خوندم، هی تأسف خوردم. حالا تازه اول کتاب بودها، طرف هم هیچ حرف مهمی هم نزده بود، صرفاً داشت مقدمه چینی می‌کرد که این خشمِ فلان فلان شده چه دودمان‌ها که به باد نداده، چه خانواده‌ها که از هم نپاشونده، چه زحمت‌ها که پایمال نکرده، چه فرصت‌های شغلی که به هدر نداده و ... ولی هیچ کدوم اینا در لحظه برا من اهمیت نداشت، همین قدر که کتاب انگر منج منت دست گرفته بودم جای تأسف داشت منم برا همین نشسته بودم هی تأسف می‌خوردم. خلاصه، خوندم و خوندم و یک پنجم کتاب رفت و چشم‌هام خسته شد و کامپیوتر رو خاموش کردم و گرفتم خوابیدم. صبح که بیدار شدم یک انسان خسته و کلافه بودم. آخه تمام شش هفت ساعت گذشته رو توی خواب داشتم با کس و ناکس، از رئیس و مرئوس و دوست و آشنا و فامیل گرفته تا دشمنِ فرضی، دعوا می‌کردم. ای بابا! اینم شد زندگی! من حتی اعصاب ندارم کتاب کنترل اعصاب بخونم!

 


نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 17:49 | لینک  | 


 

 من که هیچ وقت در جریان نبودم. هنوزم نیستم. یعنی همیشه جریان یه ور بوده برای خودش، منم یه ور دیگه برای خودم. منتها یه دو هفته ای عملیات انتحاری زدم خودم رو پرت کردم وسط جریان. نشستم به خوندن سر تیتر اخبار جهان. نتیجه‌ش شد یه «ای بـابـا»ی بزرگ و یه بیخیالی پوچ. دستِ خودم که نبود. سـِـر شدم از بس خبر جنگ خوندم و تفرقه و آدم کشی. دیدم هر گوشه دنیا رو دست می‌ذاری یا یکی پاش رو توی زمین یکی دیگه دراز کرده، یا دو تا برادر افتادن به جون هم، یا حرص پول و مقام و قدرت یکی رو گرفته و شروع کرده به له کردن بقیه. هر جا هم که از این خبرها نبود خوشی زده بود زیر دل مردم و برای همدیگه چاقو و اسلحه کشیده بودن، یا این که طی عملیات گروگان گیری و تجاوز دسته جمعی از خجالت هم در اومده بودن.

وقتی انقدر خوندم که تیترها تکراری شد و همه چی شد خاکستری یک دست، چپ شدن قطار و تولد نوزاد دو سر و کشف قمر جدید برای فلان سیاره‌ی گمنام فلان منظومه‌ی تازه تأسیس، برام شدند رنگ زندگی!

 


برچسب‌ها: اخبار

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 10:48 | لینک  | 


 

پیش‌نویس مهم:

یک. من منجم نیستم، دانش اندکم در این زمینه ناشی از یه علاقه شخصی هست که تو شونزده سالگی جرقه زد.

دو. روئیت هلال برای من و باقی دوستداران نجوم، یه رخداد علمی، پژوهشی و بین المللیِ هر ماهه ست، نه یه پدیده‌ی فقهی، شرعی و اسلامیِ سالی دو بار.

سه. طولانی شدن متن ناگزیر بود، اما هدف اصلیش پاسخ به یه سوال هست که سعی کردم توی همون یکی دو بند اول جواب بدم بهش.

چهار. این پست به درخواست یکی از دوستان پیرو صحبت‌هایی که سال گذشته در همین مورد داشتیم نوشته شده. تلاش کردم همه چی رو یه جورایی خودمونی توضیح بدم.

پنج. خودم اندکی اطلاعات در زمینه رصد ماه داشتم، اما لازم بود مطمئن بشم که اینجا اطلاعات غلط منتقل نخواهم کرد، پس رفتم سراغ لینک‌هایی که در توی منابع آوردمشون و به کمک اون‌ها این متن رو ترتیب دادم، جاهایی هم توی گیومه ازشون نقل قول کردم.

 

 

طرح مسئله

 

خیر سرمون توی عصر علم و تکنولوژی داریم زندگی میکنیم، موشک هوا میکنیم، گوسفند شبیه سازی میکنیم. مگه نه این که علم نجوم داریم؟ مگه نه این که همه چیز رو می‌شه حساب کتاب کرد؟ مگه نه این که نرم افزار طراحی کردیم که رو هر کامپیوتری نصب کنی و چهار تا عدد بدی بهش زمان دقیق طلوع و غروب خورشید و ماه و باقی اجرام سماوی رو به ریز ساعت و دقیقه و ثانیه تا n سال آینده بهت میده؟ مگه نه این که بچه‌هامون هر سال تو المپیاد نجوم مدال میارن؟ شما به من بگید، واسه چیه که هر سال به ماه رمضون که میرسیم روز از نو و روزی از نو؟ ماجرای روئیت هلال چیه؟ با وجود این همه دانش و امکانات ستاد استهلال چی میگه این وسط؟ واسه چی هر سال اول و آخر رمضون یه عده آدم (رصدگر) دوربین به دست پخش میشن این ور و اون ور کشور که ماه رو ببینن؟ همه اینا رو نمیشه حساب کرد؟ حالا اینا رو ولش کن. واسه چیه که با این همه علم و عدد و رصد، آخرش هم کشورهای اسلامی هر کدوم توی یه روز رمضون رو شروع میکنن و توی یه روز دیگه تموم؟

 

 

پاسخ

 

سوالات بالا یه جواب خیلی ساده، هر چند به ظاهر کمی پیچیده داره: لزوم دیده شدن هلال از نظر شرعی و در نتیجه دخیل بودن فاکتورهای انسانی در روئیت هلال.

 

محاسبه‌ی مختصات ماه و تعیین روئیت پذیری هلال‌های جوان در اقصی نقاط زمین (بر اساس تمام فاکتورهای دخیل مثل طول و عرض جغرافیایی، یا حتی فاکتورهای تأثیر گذار غیر نجومی، مثل میزان غبار منطقه) کاملاً عملی هست و هر ماهه هم داره انجام میشه. علم روز و بهره‌گیری از نرم‌افزارها و ابزارهای دیگه هم انجام محاسبات و در آوردن اطلاعات رو خیلی ساده تر از قبل کرده. اما، روئیت پذیری هلال با روئیت شدن هلال فرق داره! تعیین روئیت پذیری هلال یه کار محاسباتی هست، روئیت شدن هلال یه کار عملی، که یک انسان درش دخیل هست، پس فاکتورهای انسانی درش وارد میشن (یعنی چیزهایی غیر از فاکتورهای نجومی و طبیعی).

 

تو اسلام با روئیت شدن سر و کار داریم، نه با روئیت پذیری. «مطابق حکم شرعی اگر هلال ماه در شامگاه بیست‌ونهم ماه قمری رویت شود، آن ماه به پایان رسیده و روز بعد، اول ماه قمری جدید است؛ ولی اگر هلال ماه در شامگاه روز بیست‌ونهم رویت نشد، ماه 30 روزه است.» یعنی در اسلام این که یک آدمی زاده ای وجود داشته باشه، که ماه رو به چشم خودش ببینه، مهمه. چرا که این دیده شدن یا نشدن ماه آغاز و پایان ماه قمری رو که مبنای تقویم اسلامی و مبنای انجام تکالیف شرعی هست تعیین میکنه.

 

خب این از لزوم استهلال از نظر اسلامی. حالا سوال اینجاست، آیا نظر منجمین برای اسلام وجاهت نداره؟ توی همه‌ی کشورهای اسلامی نه، ولی توی ایران چرا. وقتی که منجمین اتفاق نظر دارن بر عدم رویئت پذیری ماه (یعنی میگن دیده شدن این هلال در فلان روز غیر محتمل که هیچ، غیر ممکنه) گفته شون سند هست، اما وقتی که احتمال بر روئیت پذیری میدن، حتی اگر این احتمال صد در صد باشه، باید روئیت عملاً هم رخ بده. همون چیزی که بهش میگیم استهلال. یعنی در صورتی که شرایط مناسب باشه و هلال ماه رویئت پذیر عملاً هم روئیت بشه، ماه به پایان میرسه.

 

حرفی که بالاتر زدم مبنی بر این که «روئیت پذیری هلال با روئیت شدن هلال فرق داره» توضیحش همین پاراگراف بالا هست. بذارید مثال بزنم. به فرض که هلالی توی آسمون هست، اگر کسی سرش رو بلند نکنه و بهش نگاه نکنه، هلالِ روئیت پذیر روئیت نشده. اگر به فرض این وسط فقط یه نفر سرش رو بلند کنه و اون یه نفر هم نابینا باشه، باز هم هلال روئیت نشده. به فرض که همه هم سرشون رو بلند بکنن اما آسمون ابری باشه، باز هم هلال روئیت نشده. این سه تا مثالی که زدم فقط برای روشنتر کردن موضوع بود، وگرنه قضیه انقدرها هم پیش پا افتاده نیست. وقتی می‌گم روئیت پذیری هلال با روئیت شدن هلال فرق داره منظورم اینه که علاوه بر مختصات هلال، شرایط ناظر زمینی هم در دیده شدن هلال تأثیرگذاره. مثلاً برای دیدن هلال، یه ناظر تهرانی (با اون آسمونِ به شدت آلوده ش) یا یه ناظر اهوازی (با اون آسمونِ غبارگرفته ش) یا یه ناظر رشتی (با اون آسمونِ همیشه ابریش) مطمئناً به مشکل بر میخورن. برای کاهش تأثیرات این چنینی و رسیدن به شرایط ایده‌آل‌تر، ستاد استهلال گروه‌های رصدی ترتیب می‌ده و اون‌ها رو به خارج از شهرها، به نقاط دارای آسمان شفاف (به دور از آلودگی های هوا، نوری، غبار)، ارتفاع مناسب و افق باز می‌فرسته.

 

«اختلاف در شروع ماه در تقویم قمری کشورهای مختلف از سه مقوله نجومی، خطای انسانی و فقهی قابل بررسی است ... به دلیل اختلاف موقعیت جغرافیایی کشورها با یکدیگر، در برخی موارد طبیعی است که رویت و شروع ماه آنها متفاوت باشد. علاوه بر این رویت هلال یک امر انسانی است و با توجه به افراد و شرایط مختلف متغیر است. تجربه نشان داده است بسیاری از مردم از شکل هلال اطلاعی ندارند و گاه، ابر یا دود هواپیما را با هلال اشتباه می‌گیرند. برخی از افراد غیرمتخصص که به استهلال می‌پردازند، دچار توهم رویت می‌شوند، یعنی هلالی وجود ندارد ولی مغز تصور می‌کند هلال را می‌بیند. مطالعات نشان می‌دهد که 15درصد رصدگران عادل دچار توهم می‌شوند و این توهم رویت می‌تواند مشکلاتی را در آغاز ماه قمری به وجود آورد. در سال‌های گذشته در برخی موارد همین عامل در کشورهای همسایه باعث اشتباه در شروع ماه شده است. معیارهای مختلف شروع ماه در کشورهای اسلامی مهم‌ترین عامل اختلاف موجود در آغاز ماه‌های قمری است. برخی علمای مسلمان معتقدند گواهی دو نفر مرد مسلمان عادل برای آغاز ماه قمری کافی است حتی اگر نظر آنها با محاسبات نجومی تطابق نداشته باشد (مانند عربستان)، برخی فقط رویت هلال را با چشم غیرمسلح قبول دارند و برخی دیگر، استفاده از ابزار اپتیکی را بلامانع دانسته‌اند (مانند ایران) و ... . از نظر مقام معظم رهبری، رویت هلال با چشم شرط است و استفاده از ابزار اپتیکی همانند دوربین دوچشمی و تلسکوپ مانعی ندارد. هم چنین اگر کارشناسان علم نجوم بر عدم رویت‌پذیر بودن یک هلال توافق داشته باشند، نظر آنها کافی است.»

 

 

یه خورده حرف خودمونی

 

من رصد هلال رفتم، و بذارید بگم که کار خیلی خیلی سختیه. هلال جوان یه چیز خیلی خیلی باریکِ خیلی خیلی کمرنگیه که یه بازه زمانی خیلی کوتاهی تو آسمون میمونه. اون هم آسمونی که هنوز روشنه. یعنی خورشید غروب کرده، رفته زیر خط افق، ولی هنوز نورش توی آسمونه. همچین شفاف بخوام براتون تصویر سازی کنم باید بگم، رصد هلال جوان مثل این میمونه که توی زمینه آسمون روشن چشمت دنبال یه تیکه نخ سفید بگرده! تجربه میخواد، دقت میخواد، صبر میخواد، و آب هویج!

این توهم روئیت که بالا بهش اشاره شد هم شاید خنده دار به نظر بیاد، اما کاملاً جدیه. هلالی که قراره رصد بشه انقدر چیز نحیف و کمرنگی هست که رصدگری که مشتاقانه منتظره دیدنش هست میتونه تقریباً هر چیز اندکی نورانی ای رو با اون اشتباه بگیره. یا از اون بدتر، می‌تونه تصور کنه که چیزی که وجود نداره رو دیده. اصلاً هم خنده نداره! براتون پیش نیومده که منتظر تلفن کسی باشید، بعد با شنیدن هر صدای کوچیکی از جا بپرید و موبایلتون رو چک کنید؟ یا موبایل رو سایلنت کنید بذارید توی جیبتون و با هر تکون بی ربط ماشین احساس خود ویبرگی بهتون دست بده؟ رصدگر زل میزنه به محدوده‌ی مشخصی از آسمون نزدیک افق. خورشید تازه غروب کرده. آسمون هنوز روشنه. رصدگر با چشم‌هاش پیکسل به  پیکسل ناحیه‌ی مورد نظر رو به دنبال کوچکترین نشانه‌های ماه می‌گرده. یک دیقه میگذره، دو دیقه، پنج دیقه، ده دیقه. تو تمام این مدت چشمها فعالند و مغز داره مدام به یه چیز فکر میکنه، هلال، هلال، هلال. از یه جایی به بعد ممکنه مغز و چشم ها خسته بشن، با هم تبانی کنن و چیزی که بیننده میخواد ببینه رو بهش نشون بدن. دقیقا به همین دلیل هست که رصدها گروهی انجام میشن و از ابزارهای اپتیکی (دوربینهای دو چشمی قوی) کمک میگیرند. به محض این که یک نفر اعلام کنه که ماه رو روئیت کرده بقیه تلاش میکنند چیزی که اون دیده رو ببینند. و فقط وقتی که نفر دومی در همون نقطه و با همون مشخصات هلال رو ببینه، گزارش روئیت نفر اول تأیید میشه. در همین حین تلاش میکنند که از هلال عکاسی هم بکنند.

 

 

 

 

کسایی که هلال رو تو عکس بالا ببینن جایزه دارن :دی

 

ستاد استهلال شاید تنها به خاطر اهمیت شرعی ای که روئیت هلال داره تشکیل شده باشه، اما اهمیتش برای نجومی های فعال در این زمینه بیشتر از این صحبت‌هاست. خیلی طول کشید تا مراجع قانع بشن که میشه روش های سنتی رو کنار گذاشت و نگاه علمی به این قضیه داشت (تازه فک کنم هنوز هم که هنوزه همه شون قانع نشدن). خیلی از کسایی که پیش قدم علمی کردن این راه شدن دست رد به سینه شون خورد. اما تلاش‌ها بالاخره به نتیجه رسید. ستاد استهلال نه تنها برای هلاهای رمضان و شوال که برای همه ماه‌ها فعال هست و گزارش تهیه میکنه. گزارش استهلال های ماهانه رو میتونید روی سایت دفتر مقام معظم رهبری از اینجا ببنید. اما خب این دو تا ماه خاص اهمیت ویژه تری دارن و تدارکات مفصلتری براشون دیده میشه.

وجود ستاد استهلال شاید بشه گفت که موجبات ذوق مرگی نجومی ها رو فراهم میکنه. اگر گفتید چرا؟ آخه به واسطه ی این ستاد، امکانات خفن رصدی در اختیار گروه های رصدی ای که اعزام میشن قرار میگیره. امکاناتی که در حالت عادی شاید به خواب ببینن. یه نمونه ش دروبین های دو چشمی بزرگ متعلق به سپاه که هر چشمیش به اندازه ی یک تلسکوپه! کلا برای روئیت یه بخشی از امکانات سپاه در اختیار رصدگرها قرار میگیره. اگر یادتون باشه چند سال پیش برای روئیت هلال دو تا هواپیما از زمین بلند شدن!

 

 

لازمه بدونید که رصد ماه، به خصوص هلال های شامگاهی (اول ماه) و صبحگاهی (آخر ماه) به هیچ وجه محدود به مناطق اسلامی نیست. یه کار خیلی متداول هست که هر ماهه منجم های سر تا سر دنیا انجامش میدن و حتی براش مسابقه هایی هم برگزار میشه و رصد گرهایی ایرانی چند تا رکورد بین المللی در زمینه ی رصد جوان ترین یا باریکترین هلال ماه هم دارن.

 

من به شخصه اعتماد کامل به منجمهای ایرانی و سالنامه ایرانی دارم. با توجه به تعداد گروه هایی که برای رصد از طرف ستاد استهلال اعزام میشن و امکاناتی که در اختیارشون قرار میگیره هم اعتمادم دو جندان میشه. برای همین هم چند سال پیش که سر اعلام عید فطر بین مراجع کشور اختلاف پیش اومد و ماهی که مختصات روئیت پذیری رو نداشت تو قم روئیت شد، به شخصه کاری از دستم بر نمیومد جز اظهار تعجب. البته سعی کردم چیزهایی مشابه اونچه که اینجا نوشتم رو توضیح بدم برای دوستانی که مراجع تقلیدشون عید اعلام کرده بودن ولی خب فایده ای نداشت.

 

 

یه خورده حرف کارشناسی

 

بد نیست بدونید که نقطه شروع ماه قمری از نظر نجومی و با نقطه شروعش از نظر تقویمی دو تا چیز متفاوت هستن.

از نظر تقویمی ماه قمری وقتی شروع میشه که هلال ماه دیده بشه.

از نظر نجومی ماه قمری با ماه نو شروع می‌شه.

ماه نو چیه؟ زمانِ مقارنه ی ماه و خورشید، یعنی وقتی که ماه بین زمین و خورشید قرار میگیره یا به عبارت دیگه وقتی که زمین، ماه و خورشید توی یه راستا قرار میگیرن. ماه نوِ نجومی هیچ وقت دیده نمیشه. چرا؟ چون توی این لحظه سطح نورانی ماه دقیقاً اون ورش هست و پشتش یا سطح تاریکش به سمت زمینه. اما، یک یا دو روز بعد از ماهِ نو، کم کم ماه از خورشید فاصله میگیره و هلال ماه تشکیل میشه و با ظخیمتر شدن این هلال (افزایش سن هلال)، هلال رویئت پذیر میشه و ما هلال شامگاهی رو میبینیم (همون کمان ابرویی که توی ساعات اولیه بعد از غروب خورشید توی آسمون خودنمایی میکنه).

فاصله زمانی بین دو تا ماه نو متوالی به طور میانگین 53/29 روز طول می‌کشه. طول متوسط یه ماه قمری هم همینه ولی چون تعداد روزهای ماه توی تقویم نمیتونه عدد اعشاری باشه هر ماه، تو تقویم قمری 29 یا 30 روزه.

 

عوامل نجومی مؤثر در رویت هلال ماه

سن ماه: هر قدر که از ماه نو بگذره، ماه ازخورشید دورتر میشه، هلال کم کم تشکیل و ظخیم تر میشه، و خب دیدنش راحتتر.
ارتفاع هلال
: ارتفاع ماه از افق یا زاویه بین افق و ماه. هلال هر قدر پایین تر باشه دیدنش سختتره. چرا؟  از گنبد آسمونی که بالا سرمونه، لایه‌های جو توی افق ضخیمتره؛ یعنی مانع بیشتری در برابر نوری که از یه جسم قراره به چشممون برسه قرار داره. نور هلال به حد کافی ظعیف هست، لایه های جو هم از درخشش کم میکنن و دیدنش رو سخت یا غیر ممکن میکنن. علاوه بر این، آلودگی هوا، آلودگی نوری و غبار میتونن مانع دید بشن. و خب تراکم غبار و این جور چیزها توی افق بیشتره.

مکث ماه: فاصله زمانی بین غروب خورشید و غروب ماه. هر چی این فاصله بیشتر باشه امکان رویئت بیشتره. چرا؟ یک، برای این که فرصت بیشتری برای دیدن ماه هست. دو، به این خاطر که هر چی از غروب خورشید میگذره آسمون بیشتر به سمت تاریک شدن پیش میره و خب درخشش هلال بهتر به چشم میاد.  «مدت مکث هلال‌های باریک کمتر از یک ساعت» هستش.

سایر عوامل مؤثر در روئیت هلال ماه

 

موقعیت جغرافیایی: کجای زمین زندگی میکنید؟ نیمکره شرقی، غربی شمالی، جنوبی؟

موقعیت محلی: برای دیدن ماه باید افق غربی تون باز باشه. مسلماً اگر یه مجتمع تجاری بغلتون قد علم کرده، یا کنار کوه زندگی میکنید نمیتونید ماه رو رصد کنید (به فعل جمله دقت کنید، گفتم شما نمیتونید ماه رو در این شرایط «رصد کنید» نگفتم ماه توی محلی که شما هستید «رویئت پذیر نیست»

کیفیت آسمون: هر چی آسمون پاک تر و صاف تری داشته باشید شانس دیده شدن ماه بالا میره. آلودگی هوا، غبار و آلودگی نوری (نور اضافی توی آسمون. پدیده ای که توی شهرها حتماً هست)

برای رویت هلال باید اطلاعات کافی در مورد هلال داشته باشیم. چیزهایی که لازمه بدونیم: مختصات هلال (کجای آسمون رو نگاه کنیم؟)، زمان غروب خورشید (از کی آماده به کار باشیم؟)، زمانی که کنتراست بین هلال و رنگ آسمون هلال رو رویئت پذیر می‌کنه (کی آسمون به حد کافی تاریک میشه که بتونیم دنبال ماه بگردیم؟) زمان غروب ماه (تقریباً تا کی وقت داریم؟)

قدرت بینایی: دیدن هلالهای جوان بینایی قوی میخواد.

 

نکاتی که خودتون از این چند خط بالا میتونید استنباط کنید:

- اگر کسی گفت هلال رو دیدیم، گفتید کجا دیدی، وسط آسمون رو نشون داد، هلال رو ندیده. هلال در حال غروب و توی افق هست.

- اگر کسی گفت هلال رو دیدیم، گفتید کجا دیدی، افق شمالی و شرقی رو نشون داد بازم هلال رو ندیده. ماه اون موقعی که هلال باید روئیت بشه در حال غروب کردن هست، پس همون سمتی دیده میشه که خورشید غروب کرده.

- اگر کسی گفت هلال رو دیدیم، گفتید چه شکلی بود یه چیز گرد و قلنبه نشون داد، هلال رو ندیده. هلال اسمش روشه.

- اگر کسی گفت هلال رو دیدیم، گفتید کِی دیدی، گفت دو ساعت بعد غروب، بازم هلال رو ندیده. هلال نو نهایت تا یه ساعت بعد از خورشید توی آسمون بمونه.

 

 

هلال شوال

 

من در مورد رویئت پذیری هلال شوال (همینی که تهِ ماه رمضون رو اعلام میکنه) اینجا توضیح نمیدم. توضیحات تفصیلی رو توی این لینک بخونید. فقط خلاصه ش رو میگم.

امروز، چهار شنبه، 16 هم مرداد 1392 خورشيدي برابر با 29 رمضان 1434 قمری، هلال ماه شوال در کشور ما (و منطقه ما) روئیت پذیر نیست. این هلال به خاطر خصوصیاتی که داره کلاً در نیمکره شمالی روئیت پذیر نیست، اما در مناطق غربی ترِ زمین و در نیمکره جنوبی (یعنی صرفاً در آمریکای جنوبی و بخشهای جنوبی قاره آفریقا) رویئت خواهد شد.

با این که غیر قابل رویئت بودن هلال شوال در غروب چهارشنبه قطعی و مسجل هست، گروه های رصدی از امروز بعد از ظهر عازم مناطق از پیش تعیین شده میشن و پیش از غروب آفتاب با تجهیزات لازم توی این نقاط مستقر میشن و به رصد میپردازن. چرا که همون طور که گفتیم رویئت شدن و حتی رویئت نشدن هلال از نظر شرعی برای تعیین زمان پایان ماه رمضون مهم هستش و این گروه ها بنا به وظیفه با حضورشون سند لازم بر روئیت نشدن رو فراهم میکنن.

 

 

منابع:

اطلاعات علمی مفید در مورد رویت هلال

چرا سه‌شنبه اول رمضان نیست؟

وضعيت رويت پذيري هلال ماه شوال المكرم 1434 هجري قمري در ايران و جهان

بیانیه" آیکوپ" در خصوص هلال شوال و تحلیل آن

استهلال ماهانه
برچسب‌ها: نجوم، ماه، هلال، استهلال

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 15:31 | لینک  | 


 

از دغدغه‌های اوایل بیست سالگیم این بود که کتاب خوندن‌هام رو با کسی شریک شم. ایده‌ش فکر کنم از یکی از برنامه‌های تلویزیون اومده بود و رفته بود توی مغزم جا خوش کرده بود؛ برنامه‌ای که یکی از کتابخانه‌های نابینایان رو معرفی می‌کردئ و از وجود چیزی به اسم «کتاب گویا» خبر می‌داد. با خودم می‌گفتم، من که کتاب می‌خونم، بلند بلند بخونم چند نفر دیگه هم فیض ببرن. نمی‌دونستم همچین کتابخونه‌هایی نیروی داوطلب می‌خوان یا نه. نمی‌دونستم هم که از کی بپرسم. اوایل فکر میکردم باید کار راحتی باشه. همونی که همیشه توی دلت و با حرکت چشم‌هات می‌خونی رو این بار بلند بلند و صدا دار می‌خونی. بعد که یکی دو بار امتحان کردم دیدم ظاهرش راحته، اما مهارت می‌خواد. باید بتونی متن رو درست بخونی، لحن و حسش رو درست بگیری، سرعت مناسبی انتخاب کنی، به حد کافی نفس داشته باشی، درست و به جا نفس بگیری، تپق نزنی و و و ... من هر بار یا نفس کم می‌آوردم یا تپق می‌زدم.

گذشت، تا به امروز. امروز هم که نه، چند ماه پیش. یه فکر خوب و یه جرکت خوب، از طرف یه عده آدم دوست‌داشتنی، حالا توی بیست و اندی سالگی بهم این فرصت رو داده که دغدغه‌ی سال‌های جوانیم رو دوباره ناخنکی بزنم. نمی‌دونم این مدت که از این‌جا می‌گذشتید نگاه‌تون به بنر کنار وبلاگ افتاده یا نه.

 

 

 

کتابخانه‌ی عطار نیشابوری، مدتیه که برای تهیه‌ی کتاب‌های صوتی برای کودکان نابینا فراخوان داده. تنها کاری که لازمه بکنید اینه که یک کتاب کودک بردارید و با صدای خودتون بخونیدشد. توضیحات کامل در مورد نکاتی که در مورد انتخاب کتاب و نحوه‌ی روخوانی باید راعایت کنید توی لینک‌هایی که گذاشتم هست.

 

من این پست رو خیلی وقت بود می‌خواستم بنویسم و تنبلی می‌کردم تا به امروز. البته توی همین خیلی وقتی که من تنبلی می‌کردم فراخوان یکی دو باری تمدید شده و از همین لحظه که بنده در خدمتتون هستم تا آخر تابستون برای این کار وقت دارید.

 

از سر و روی وبلاگم مشخصه که چه قدر کتاب توی زندگیم بوده و هست. کودکی، نوجوانی و بزرگسالی من رو کتاب‌ها ساختن. نه خیلی سفر کردم، نه خیلی آدم دیدم و نه حتی اهل فیلم دیدن بودم. توی خونه بزرگ شدم، توی مدرسه، توی دانشگاه، و کمی هم توی شهر. هر چی غیر از این‌ها دارم، که کم هم نیستن داشته‌های این چنینیم، رو کتاب بهم هدیه داده. دنیای بچه‌های نابینا جا داره که خیلی تاریک‌تر و خیلی بسته‌تر از دنیای من باشه، پس شیرینه برام اگر بتونم توش چراغی روشن کنم. گذشته از این‌ها، کتاب کودک خوندن شیرینه. قصه‌ها رو بلند بلند خوندن هم شیرینه. برای کسی بلند بلند قصه گفتن هم باید از همه این‌ها شیرین تر باشه. من بچه‌ی کوچیک دور و برم نبودن، اون‌هایی که دایی، خاله، عمه و عمو شدن باید این شیرینی رو تجربه کردن باشن. بیایید این شیرینی ها رو، نه به کس دیگه، که به خودمون هدیه کنیم.

 

بخوان ...

بخوان که صدای تو خوب است.

 


برچسب‌ها: کتاب گویا

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 11:30 | لینک  | 


 

اون می‌گه: این کار آب در هاون کوبیدنه!

من می‌گم: کار درست کار درسته، با این حرف ها نمیشه لزوم انجامش رو از بین برد!

اون می‌گه: ما بکنیم یا نکنیم این اتفاق میوفته!

من می‌گم: به این فکر کن که چه قدر توی هزینه و انرژی صرفه جویی می‌شه.

اون می‌گه: صرفه‌جویی‌ش به نفع کس دیگه ست. سودش هم توی جیب کس دیگه می‌ره.

من می‌گم: نمی‌شه یه نمای بزرگ‌تر، یه افق دورتر از جیبِ من و تو و اون رو در نظر بگیریم؟

 

ما دو تا به تفاهم نمیرسیم. اون نگاه کل به جز داره، من نگاه جز به کل. من منکر نقش بالادستی‌ها، عوامل قانون گذار، و کسایی که قدرت دستشون هست نیستم، اما می‌گم آدمها دونه دونه باید به فکر باشن. اون منکر نقش اجزا نیست اما می‌گه تا بالادستی‌ها اقدام درست نکنند و زمینه و چهارچوب لازم رو فراهم نکنند هر قدمی از طرف پایینی‌ها هدر دادن وقت و انرژی خودشون و پر کردن جیب بالادستی‌هاست، بدون این که نتیجه ی مورد نظر حاصل بشه.

 

در همین راستا:

زباله های خشک - کم کاری

زباله های خشک - امیدی که ناامید شد


نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 10:7 | لینک  |