پرتاب جنسیت
همونطور که توی نوشتهی قبلی گفتم همهی واژههای فرانسوی یا به طور دقیقتر همه ی واژههایی که از نظر دستوری اسم هستند جنسیت دارن. تشخیص جنسیتها هر چند روشهایی داره اما این روشها اینقدر استثناء بردار هستند که خیلی ساده باید گفت که بهترین راهِ یادگرفتن جنسیتها حفظ کردنشونه. اصولاً توی فرانسه لغت رو با جنسیتش حفظ میکنند. مثلا به جای table ترکیب la table رو به یاد میسپرن و به جای Stylo، un stylo رو در خاطر نگه میدارن.
من که از همون اوان کودکی حافظه نداشتم و ندارم. از طرفی هم وسواس چک کردن واژهنامه دارم. اینه که موقع حرف زدن که حالا نه، ولی پای نوشتن همیشه سرم توی دیکسیونِغــه. یعنی تک تک واژهها، حتی اونایی که جنسیتشون رو میدونم، رو باید یک بار اون تو نگاه کنم تا مطمئن بشم و گرنه همین جور بین le و la (حروف تعریف مذکر و موئث) دو به شک میمونم. (همین اخلاق بد رو موقع ترجمه هم دارم. دونه دونه واژهها حتی اونهایی که معانیشون رو میدونم و برابرهای مناسبی هم براشون در ذهن دارم رو یه دور نگاه میکنم. همیشه فک میکنم این جوری برابری بهتر از اون چه که توی مغزم هست برای اون واژه پیدا میشه.)
ترم پیش بالاخره از دست خودم کلافه شدم و تصمیم گرفتم این رویه رو کنار بذارم. همینک که در خدمت شما هستم از روش جایگزینِ «پرتابِ جنسیت» بهره میبرم! اینی که گفتم یعنی چی؟ یعنی این که حتی در برخورد با واژههای جدید بدون چک کردن و با اعتماد به نفس تمام کاملاً رو هوا تصمیم میگیرم که مونث هستن یا مذکر.
هنوز یادم نرفته معلم ترم پیش یه بار که در ملاء عام این روش رو به کار بستم چه طور غضبناک نگاهم کرد. معلمه یه واژه ی جدیدی رو پای تخته نوشته بود. یکی از بچهها پرسید مونثه یا مذکر. من من سر و روی واژه رو یک نگاهی انداختم و خیلی خوشحال و با اعتماد به نفس گفتم مذکر! معلمه سه ثانیه چپ چپ نگاهم کرد بعد برگشت به کسی که سوال کرده بود جواب داد: مونث!
اون موقع تازه کار بودم ولی الان وضعیتم خیلی بهتر شده. شاید بقیه حس نکنن ولی خودم کاملا متوجه پیشرفتم هستم. تعداد بارهایی که واژهنامه باز میکنم نصف شده، جنسیت واژههای جدید هم بهتر توی خاطرم میمونه. میدونید، این کار درست مثل حذف چرخهای کمکی توی یاد گرفتن دوچرخه سواریه. تا وقتی که هستن اعتماد به نفس نداری. به محض این که نیست بشن تازه میفهمی که چه قابلیتهایی داری!
نوشتههای مرتبط: بخش یک - بخش سه
برچسبها: فرانسه، جنسیت، زبان