وقتی زیاد مستاجر بوده باشی و زود به زود هم خانه عوض کرده باشی، مجبوری به هر کدام از خانه‌های قبلی یک اسمی بدهی که بتوانی توی صحبت‌ها و خاطراتت بهشان اشاره کنی. بعضی‌ها خانۀ قبلی‌شان را به اسم محله می‌شناسند. مثلاً خانۀ اوستا یا خانۀ میدان امام حسین. برای ما، اما، چون بیشترِ جا‌به‌جایی‌ها در یک محله اتفاق افتاده بود، این روشِ ارجاع دادن چندان مفید نبود. برای همین هم، خانه‌های قبلی را بیشتر به اسم صاحب‌خانه‌شان می‌شناختیم. مثلاً من خانۀ خانم مدنی به دنیا آمدم، خانۀ حوریه خانم را دوست نداشتم، خانۀ آقا مهران بود که زمین خوردم و خون دماغ شدم، خانۀ سمیرا اینها حیاط نداشتیم و مجبور شدیم جوجۀ‌مان را بفروشیم و خانۀ بابایی بود که موقع اسباب کشی نزدیک بود همۀ وسایل از خاور بریزد بیرون. اگر عمری باشد و مجالی، قصۀ هر کدام از این خانه‌ها را می‌نویسم.

 

نوشته‌های قبلی: 
اجاره نشینی، خوش نشینی (۱)


برچسب‌ها: اجاره

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 20:4 | لینک  |