بخش اول

 

یـــک. آیا می‌دانید که یک روز عطارد بلندتر از یک سال آن است؟!

دو . آیــا مـی‌دانید که بر سطح زهره هم باران می‌بارد؟!

سـه. آیا می‌دانید که خورشید در زهره از غرب طلوع می‌کند؟!

چهار. آیا می‌دانید که اگر بدون لباس فضایی از جو زمین خارج شوید متلاشی خواهید شد؟!

پنــج. آیا می‌دانید که فریاد‌های شما، در محیط بین سیاره‌ای بی‌صداست؟!

 

 

یک. این جمله به این معنیه که سرعتِ چرخشِ عطارد به دورِ خورشید1 بیشتر از سرعتِ چرخشِ اون به دورِ محورِ خودشه2. هر روز عطارد صد و هفتاد و شش روز زمینی طول می‌کشه، در حالی که هر سال عطارد، تنها حدود هشتاد و هشت روز زمینیه. به این ترتیب، هر روز عطارد معادل دو سال اونه. حالا این رو با این مقایسه کنید، که هر سالِ زمین، معادلِ حدود سیصد و شصت و پنج روزشه!!!

 

دو. بله، بارون. همون بارون دوست داشتنی و رمانتیک! البته نه دقیقاً همون! زهره سیاره‌ای هست که با هیچ تلسکوپِ نور مرئی نمی‌تونید سطحش رو ببنید، چرا که آسمون زهره، پره از ابرهای غلیظ!!! البته این ابرها یه مقدار با ابرهای زمینی فرق دارن، چرا که از سولفوریک اسید تشکیل شدن؛ در نتیجه بارون حاصل از این ابرها یه بارونِ اسیدیه! حالا بخش جذاب‌تر اینه که، این بارون به سطح زهره نمیرسه! چرا؟ به علت دمای به شدت بالای سطح زهره، که باعث می‌شه قطرات قبل از رسیدن به سطح دوباره تبخیر بشن!

زهره کلاً سیاره‌ی عجیبیه! با ظاهری زیبا، اما باطنی خشن.

قبل‌ترها (اون زمان که دانشمندها فرصت مطالعه‌ی نزدیک این سیاره رو پیدا نکرده بودن) زهره/ناهید رو به عنوان خواهر دوقلوی زمین می‌شناختن (همون‌طور که مریخ/بهرام رو به عنوان برادر دوقلوش)؛ و اون زمان‌ها به این سیاره، به عنوان یکی از گزینه‌های موجود برای حیات بشر، بعد از زمین نگاه می‌کردن ولی با مطالعه‌ی دقیق، دانشمندها چیزهایی دیدن که به طور خلاصه باید بگم، اگر قصد خودکشی دارید و دنبال دورترین راه ممکن برای این کار می‌گردین، حتماً ترتیبات یک بلیط رفت (بدون برگشت) به زهره رو بدید!

 

سه. خوب اول از همه بذارید بگم که این یکی رو تا یه حدی دروغ گفتم :دی. نه، نه، اشتباه نکنید، سرِ کار نیستید، بذارید توضیح بدم!

یکی دیگه از چیزهای عجیب درباره‌ی زهره، حرکت وضعی2 اون هست. حرکت وضعیِ بقیه‌ی سیاره‌های منظومه‌ی شمسی، در جهت پادساعتگرد، یعنی از غرب به شرق هستش. و نتیجه‌ش همون چیزیه که ما روی زمین شاهدش هستیم، یعنی طلوع خورشید از شرق و غروبش در غرب. اما، بر خلاف بقیه این سیاره‌ها، زهره در جهت عقربه‌های ساعت به دور خودش می‌گرده! یعنی اگر ناظری بر سطح ظهره بتونه طلوع و غروب خورشید رو ببینه، می‌بینه که خورشید از غرب بالا اومد و در شرق فرو رفت (و با این فرض کلمه‌ی غروب که با کلمه‌ی غرب هم‌ریشه ست معنیه خودش رو از دست می‌ده). خوب حالا بگم که کجای جمله‌ای که گفتم ایراد داشت. اگر یادتون باشه، تو مورد قبلی گفتم که آسمون ظهره همیشه‌‌یِ خدا ابریه، اون هم ابرهای با غلظت بالا. خوب راستش فکر نمی‌کنم خورشید اصلاً از سطح زهره دیده بشه، که حالا بخواد از غرب طلوع کنه یا از شرق :دی

 

چهار. خوب این توضیحش خیلی ساده‌ست. خوب می‌دونید که اگر توی یه مشمبا4 فوت کنید، باد می‌شه و اگر بتونید خیلی فوت کنید می‌ترکه! چرا؟ چون به این ترتیب فشار هوای توی اون مشمبا، بیشتر از فشار هوای بیرون اون می‌شه و این فشار از داخل به خارج نیرویی وارد می‌کنه که باعث متلاشی شدن دیواره‌های این مشمبا می‌شه! (این در مورد هر محفظه‌ی دیگه‌ای صادقه) و این رو هم می‌دونید که ما آدمیان، بر سطح زمین، زیر حجم عظیمی از هوا زندگی می‌کنیم، که این حجم هوا فشار یک اتمسفر رو در سطح دریا بر تمام اعضا و جوارح ما وارد می‌کنه! خوب تا وقتی روی زمین و توی این کره‌ی هوا هستیم، همه چیز خوبه، اما به محض این که بخوایم پامون رو از این تو بیرون بزاریم به نظرتون چه اتفاقی میوفته؟ وارد محیط خلاء می‌شیم، توی خلاء چیزی نیست که از بیرون به بدنمون فشار وارد کنه، در حالی که همه‌ی فشار‌هایی که قبلاً از داخل بهمون وارد می‌شد سرِ جاشه. نتیجه‌ی برآیند نیرو‌ها این می‌شه که ما ... می‌پــکیم‎3!!! به همین سادگی!

 

یه چیزی هم هست که کلاً به این مورد بی‌ربطـــه، اما چون تو مورد قبلی یه سفر به سطح زهره رو پیشنهاد دادم به نظرم اومد که بد نیست این رو هم بدونید! این رو می‌گم که بعداً نگید نگفتی. فشار در سطح زهره، چیزی حدودِ نود برابره فشار در سطح دریا، تو کره‌ی خاکیِ ماست!!! با توجه به توضیحاتی که اون بالا دادم به نظرم متوجه باشید که با فرود به سطح زهره (تازه اگر بتونید فرود بیاید) چه بلایی به سرتون میاد! این‌بار نمی‌پکید. بلکه لِه و مچاله می‌شید!!!

 

پنج. این رو دیگه خیلی خوب باید بدونید چرا! توی کتاب فیزیک پیشِ رشته‌ی ریاضی بود. می‌دونید که صدا به حالت موج جا به جا می‌شه. و این موج‌ها برای جا به جایی نیاز به ماده دارن! بر سطح زمین، صدایی که تولید می‌شه هوا رو مرتعش می‌کنه، و به این شکل جا به جا می‌شه! (حالا من دقیق به این قضیه آشنا نیستم، اما فرآیند حرف زدن ما باید این‌طور باشه که: شما تارهای صوتی‌تون رو مرتعش می‌کنید، تارهای صوتی هوا رو مرتعش می‌کنن، و هوا پرده‌ی گوشِ طرف مقابل رو مرتعش میکنه! به این ترتیب صدای شما به اون شخص میرسه). اما وقتی در فضا، در محیط بین سیاره‌ای هستید، خلاء رو دارید و خلاء هم یعنی خالی از ماده و این یعنی در فضا چیزی برای انتقال امواج صوتی وجود نداره و این یعنی ... سکوت. این خلاء اگر خلاء مطلق هم نباشه چگالی ماده‌ی موجود در اون بسیار بسیار بسیار پایینه.

 

زیرنویس:

 

۱.       جهت یادآوری بد نیست بگم که، به حرکت یک سیاره به دور خورشید می‌گن حرکت انتقالی.

۲.       و باز برای یاد آوری، به حرکت همون سیاره به دور محور خودش می‌گن، حرکت وضعی.

۳.       پکیدن یه چیزیه شبیه همون منفجر شدن یا ترکیدن، که یه چیزیه تو مایه‌های پخش شدن یه سری اجزاء و قطعات از جهت داخل به خارج! حالا فرق این دو تا چیه؟ از نظر من فرقشون اینه که منفجر شدن صدا داره، اما پکیدن یا بی‌صداست، یا یه صدای خیلی خفیف و خفه‌ای داره! این بلایی هم که این‌جا سرِ شما میاد بی‌صداست. چراش رو می‌تونید تو «آیا میدانید که» ی بعدی ببنید!

۴.       اگر دیکته‌ش غلطه، شما به بزرگیه خودتون ببخشید!

 


برچسب‌ها: علمی، ستاره شناسی

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 8:20 | لینک  |