رفتهام شهرِ کتاب، قفسهی (کوچک) نمایشنامههاشان را بالا و پایین میکنم، «خانمچه و مهتابی» (اکبر رادی) نیست. یکی از کتابداران کامپیوترشان را به دنیال کتابی که میخواهم جستجو میکند. خانم همکارش با شنیدن نام کتاب خطاب به من میگوید «توی مجموعه آثارش هست». به گفتهی خانم اعتنایی نمیکنم و منتظر میمانم که همکارش بگوید کتاب را دارند یا نه. لحظاتی بعد همکار اعلام میکند «تمام کردهایم» و خانم کتابدار بار دیگر متذکر میشود «توی مجموعه آثارش هست» با مخلوطی از اخم و تعجب رو به خانم کتابدار میکنم و میگویم: «خب نمیخوام کتابِ به اون (دستهایم را از هم باز میکنم) گندگی رو بخرم!»
توضیح لازم: «خانمچه و مهتابی» یک نمایشنامهی حدوداً صد صفحهای و باریک است که قیمتش نهایتا پنج هزار تومان باشد، اما مجموعه آثار مرحوم رادی یک کتاب بسیار کت و کلفت چهار جلدی است که هر جلدش حدود پانزده، بیست تومان قیمت دارد! ... البته آن بنده خدا هم نیتش خیر بود.