درختان بی‌تفاوت ایستاده بودند

خیابان آهـسـتـه پیش می‌رفت

و نگاهِ خیره‌ی پشت پنجره، سنگینی خود را

به مشت‌های گره کرده‌ی زیر چانه سپرده بود

لحظه‌هایِ کـشدارِ انـتـظـار

 

 

پی‌نوشت: نظرات شما روی پست قبلی ناخودآگاه تشویقم کرد ادامه بدمش.

 


برچسب‌ها: موقعیت، شعر

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 20:5 | لینک  |