امشب آسمون چه قدر خوب بود! دم در که بودم سرم رو بلند کردم یه نگاهکی بهش انداختم، با دیدن دو تا ستاره (جرم) خیلی روشن یهو شکه شدم! وا خدا، اینا دیگه چی هستن! بعد یه هو یاد عکس‌های مقارنه‌ی زهره و مشتری افتادم که چند روز پیشش دیده بودم!

 

 

منبع

 

منبع

 

باشکوه بودند! خیلی!

 

دیشب نصفه شبی هوس کردم پاشم برم آسمون نگاه کنم. می‌دونید چند وقته از این هوس‌‌ها به سرم نزده! بعد یادم افتاده که در خونه قفله. باز و بسته کردنش صدا ایجاد می‌کنه. مامان اینا نصفه شبی با چشمان گرد و متعجب بیدار می‌شن فکر می‌کنن دزدی چیزی اومده! بی خیال شدم.

 


برچسب‌ها: نجوم، شب

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 0:4 | لینک  |