نور از عقب افتاده. سایهام ذوق زده جلوتر از من راه میافتد و با گذر ماشینها این سو و آن سو میدود. من، همچون مادری نگران، سلانه سلانه از عقب میروم که نکند خدای ناکرده طفلم بیهوا زیر پای عابری غریبه له شود!
برچسبها:
سایه
نویسنده: آیِ با کلاه | در ساعتِ 15:24 |
لینک
|