ساعت چهار بعد از ظهر. کوچه ی خودمون که این ساعت از روز تقریباً خالیه. منم. یه موتور سوار. و یه دختربچه که اون ته های کوچه داره برای خودش میدوه و وارد یکی از خونه ها شده. از سر کوچه وارد شدم و به سمت ته کوچه در حرکتم. موتوری که روش به سمت سر کوچه ست بهم نزدیک میشه و در حالی که یه دستش به موتوره و با اون یکی داره از روی شلوار به آل.ت ش ور میره با موتور بهم نزدیک میشه. و زیر لب چیزهایی زمزمه میکنه. اهمیت نمیدم و از کنارش رد میشم. چند متری پیش رفتم که صدای روشن شدن موتور رو میشنوم. صدا بهم نزدیک میشه. چند متر ازم جلو میزنه و دور میزنه و جلوم نگه میداره. هنوز به حد کافی از کنارش راه هست که رد بشم. اگر رد نشم میخوام چی کار کنم؟ سر موتور رو خم میکنه. راهم رو میبنده. گوشی رو در آوردم که شماره ی صد و ده رو بگیرم. میگه «شماره ازم میگیری؟» یک، یک، صفر رو گرفتم. در همون حالی که یه دستش به دسته ی موتوره، دست دیگهش رو دراز میکنه. لمس م میکنه. سر موتور رو میچرخونه و میره. شماره صد و ده دایل شده، اما ده ثانیه گذشته و بوق نمیخوره. بدون هیچ عکس العمل خاصی پشت سرش ایستادم. شماره پلاکش رو برمیدارم. 92119 . خودش هم برمیگیرده و یه نگاه دیگه بهم میندازه و میبینه که دارم شماره ی پلاکش رو برمیدارم. گازش رو میگیره و میره. همین جوری وامیستم و نگاه میکنم. به سر کوچه میرسه و میپیچه توی خیابون و ناپدید میشه.
کمتر از یک دیقه ی بعد توی خونه ام. گوشی تلفن رو برداشتم و دوباره شماره ی صد و ده رو میگیرم. خیلی وقته که میخوام بدونم که پلیس عزیزمون چه عکس العملی نسبت به مزاحمت های خیابانی نشون میده. چند بار اول اشغاله. با این حساب اگر من در حین ارتکاب جرم هم اقدام به گرفتنِ شماره میکردم، هیچ تضمینی نبود که بتونم با اپراتور ارتباط برقرار کنم.
بعد از سه بار شماره گرفتن، و چند بار بوق خوردن اپراتور شماره ی 52 بهم جواب میده. میپرسم که اگر میخوام گزارش یک مزاحمت خیابونی رو بدم باید چی کار کنم. صدام رو نمیشنوه و میگه که مزاحمتِ چی؟ تکرار میکنم «مزاحمتِ خیابونی». میپرسه چه مشکلی بوده. میگم که یه موتوری به شماره ی 92119 جلوم رو گرفته و برام مزاحمت ایجاد کرده. میپرسه، فقط ازش یه شماره داری؟ تایید میکنم. میپرسه دقیقاً چی شده؟ میگم، حالا حتماً باید دقیقاً بگم؟ از دستم عصبانی میشه که «خانوم شما بگید که من ببینم چه جوری باید راهنماییتون کنم. بگم الان مامور بفرستن. یا ارجاعتون بدم به کلانتری محل» بنده خدا حق داره که بپرسه. اما از طرفی من هم میدونم که اگه بگم، «فقط لمسم کرد و در رفت» احتمالاً بهم میگه که بیخیال شم و وقتشون رو نگیرم. میگه، من باید بدونم چی شده، که ببینم مامور بفرسیتم، یا مورد اضطراری گزارش کنم، یا این که بگم برید کلانتری محل شکایت کنید. میگم که طرف گذاشت رفت. من تماس گرفتم ببینم که کلاً مزاحمتهای خیابانی رو چه جوری میشه از طریق صد و ده پیگیری کرد. یادم نیست دقیقاً جوابم رو چی میده. فقط یادمه که دو تا گزینه جلوم میزاره. یک این که برم کلانتریِ محل و دوم این که وصلم کنه که با مشاور حقوقی صحبت. ازش میخوام که به مشاور حقوقی وصلم کنه. شماره اشغاله. ازم میخواد که هر دو دیقه یه بار تماس بگیرم و از اپراتور بخوام که به مشاور حقوقی وصلم کنه.
این فرآیند هر دو دیقه یه بار اتفاق میوفته. یا صد و ده اشغاله. یا وقتی اپراتور وصلم میکنه، بیست تا سی تا بوق ممتد میشنوم بدون این که کسی از اون ور خط جواب بده. با اپراتور های 117، 64 و 37 هم صحبت میکنم و نهایتاً نیم ساعت بعد صدای یه خانوم جوابم رو میده. مسئله رو مطرح میکنم. «سلام. خسته نباشید. تماس گرفتم که ببینم موارد مزاحمت های خیابانی رو چه طور میشه به صد و ده گزارش کرد و این که کلاً از نظر قانونی این قضیه چه جوری قابل پیگیری هست؟» صداش شدیداً قطع و وصل میشه. شروع میکنه به توضیح دادن که،
- اگر در حین ارتکاب جرم تماس بگیرید، همون لحظه مأمور میفرستن. اگر ............... باید برید دادسرا شکایت کنید ................ اگر هم نمیشناسید که فراموش کنید ......
- فراموش کنم؟ یعنی چی؟ یعنی این موارد مزاحمت هایی که توی خیابون پیش میاد رو به طور قانونی صد و ده قدرت پیگیریش رو نداره؟
- [تقریباً سرم جیغ میزنه که] نه خانومم. صبر کنید. شما هی میپرید وسط حرف من به من اجازه نمیدید من حرف بزنم ......... [و شروع میکنه موارد بالایی رو تکرار کردن. یا اگر چیز جدیدی هم بگه، با اون قطع و وصل شدن ها چیزی دستگیر من نمیشه.] [یادم نیست چی میگم که باز به اعتراض سرم جیغ میزنه که پریدم وسط حرفش]
- من معذرت میخوام. اما صدای شما قطع و وصل میشه
- من صدای شما رو دارم [تو دلم میگم. خوب دستت درد نکنه. این که تو صدای من رو داری، چه دردی از من دوا میکنه؟ وضوح صدای من، مشکل قطع و وصل شدن صدای تو رو حل میکنه؟]
- طرف رو میشناسی؟
- نه خیر. موردی پیش اومده.
- تکرار شده؟
- نه
- مستمره؟
- نه
- مستمره. یه نفر هی مزاحمت میشه؟
- نه
- میشناختیش؟
- نه. من نمیشناختمش. یه نفر همین طوری وسط خیابون مزاحمم شد.
- اگه نمیشناختیش که هیچچی. تو هوا که نمیتونی شکایت کنی.
- [برای این که سرم جیغ نزنه که باز پریدی وسط حرفم میگم] من یه چیزی بگم؟
- [سکوت ... یا شایدم هم چیزی داره میگه ولی باز صداش قطعه و من نمشنوم]
- اجازه هست من یه چیزی بگم؟
- بفرمایید.
- ببینید. یه نفر مزاحمه من شده، که من نمیشناسمش. بعد هم گذاشته فرار کرده
- خوب اگه فرار کرده که هیچچی
- اجـــــــــــازه بدید. من ایشون رو نمیشناختم. در این مورد خاص تنها یه مزاحمت ساده بود که خوشبختانه مشکلی هم پیش نیاورد. ولی شما این طوری در نظر بگیرید که عین همین اتفاق بیافته، ولی طرف قصد دزدی داشته باشه. یا صدمه ای وارد کنه. میخوام ببینم اون وقت صد و ده چه جوری پی گیری میکنه؟
- ببینم خانومم. شما متأهلی یا مجرد؟
- من مجردم.
- چند سالته
- بیست و دو
- دوست پسرته؟
- نه
- دوست پسرته؟
- نـــــــــــــــــه.
- دوست پسرته. برو ازش شکایت کن
- نه خانوم ببینید من میگم نمیشناسمـــــــــــــــــ
- بوق .... بوق ... بوق ... بوق [دیگه مشخصه چی شد دیگه؟ توضیح که لازم نداره؟ داره؟]
مشاور حقوقیِ بسیار محترمِ پلیسِ صد و ده، خیلی، خیلی، محترمانه، قطع کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ببینید. من الان دارم بهتون لبخند میزنم .... نمیبینید؟ یه خورده بیشتر دقت کنید. ...........
چرا لبخند میزنم؟ خوب واضحه. آخه الان این آی با کلاهی که جلوی روی شما نشسته و داره این خطوط رو تایپ میکنه، یک آیِ با کلاهه بسیار خوشحال هست که توسط مشاور حقوقیِ پلیس صد و ده راهنمایی شده! باورتون نمیشه؟ بذارید براتون توضیح بدم.
طبق راهنماییهای گرانقدرِ این مشاور حقوقی بسیار محترم، شدیداً مهربون و خیلی دوست داشتنی، الان مشکل من اینه که دوست پسر ندارم! اولین اقدامی که من باید برای پیگیریِ مزاحمت های خیابانی، در راستای همکاری با پلیس انجام بدم، اینه که در اسرع وقت برم و یه دوست پسر برای خودم پیدا کنم. اون هم ترجیحاً از نوعِ اراذل و اوباشش! بعد از آشنایی کامل و دریافت کلیهی مشخصات، یه کاری کنم که طرف باهام لج بیافته. اقدام بعدی که باید بکنم اینه که برای انجام مزاحمتِ مذکور زمینه سازی لازم رو بکنم. و نهایتاً بعد از انجام مزاحمت، با در دست داشتنِ تمامِ مشخصات فرد مذکور جهت شکایت به کلانتری مربوطه مراجعه کنم. تازه حتی میتونم قبلش از طرف بخوام که یه کپی از شناسنامهش رو به همراه چند تا عکس برای تشکیل پرونده بهم بده که در راستای همکاری با پلیس به کارها سرعت بدیم. نظرتون چیه؟
پینوشت:
- حالا راهنمایی بلد نیست بکنه، نکنه. یا اگر قانونمون از پس یه چیزایی بر نمیاد، بهتره به نقصش اعتراف کنه. اما فکر نمیکنم که حق داشته باشه که اون طوری که دلش میخواد در مورد من قضاوت کنه و بهم توهین کنه.
- به مامان که میگم گوشیم رو در آوردم که صد و ده رو بگیرم. میگه حالا خوبه گوشی رو از دستت نقاپیده. میگم اگه حداقل این کار رو کرده بود، میشد بابت یه چیزی شکایت کرد. و حداقلش این بود که آدم رو جدی میگرفتن. نه این که نصیحتت کنن که از دوست پسر نداشتت بری و شکایت کنی.
- الان بیشتر از این که اعصابم از دست مزاحمه خورد باشه، دلم میخواد مشاوره رو .....
- جالب این که، اپراتور ها شماره داشتن، و قابل پیگیری بودن. اما این مشاوره اصلاً خودش رو به هیچ شکلی معرفی نکرد که من بدونم افتخار هم صحبتی با چه کسی رو دارم.
برچسبها: خاطره، عصبانی، پلیس، اجتماعی