این که از شمارهای که به اسم «پاتوق» روی گوشی سـِـیو شده، تماس داشته باشی، عجیبترین واقعهی ممکنهست! شماره، شمارهی خطِ انجمن اسلامی بود؛ این از ابتکاراتِ امسالِ انجمنیها بود که به جای خط تلفن ثابت۱ یک خط موبایل برای انجمن تهیه کنن؛ و به این ترتیب هشتاد درصد اطلاع رسانیهاشون رو اس.ام.اسی انجام بدن. من که با خود انجمن کاری ندارم، اما عضوِ «پاتوقِ کتاب» شون هستم، اینه که شماره به اسمِ «پاتوق» سیو شده بود!
یه کم به شماره زل میزنم! یه کم فکر میکنم۲. عقلم به جایی قد نمیده!!! یعنی چی شده که آقای «خ» (دبیر انجمن) با من تماس۳ گرفته؟!!! فکر میکنم، فکر میکنم، فکر میکنم ... «یحتمل سقف دانشکده اومده پایین۴!» خوب این تنها حالتیه که آقای «خ» میتونه به من زنگ بزنه، اون هم دو بار! البته یه حالت دیگه هم هست، اون هم این که زلزله اومده باشه! اما خوب، این احتمال منتفیه، چون اگر زلزله اومده بود، منی که این سرِ تهران هستم هم یحتمل میلرزیدم. و از اون جایی که یادم نمییاد در چند ساعت گذشته لرزیده باشم، احتمالِ اومدن زلزله، خود به خود منتفیه!
حالا مسئلهای که اینجا مطرحه، اینه که پایین اومدنِ سقفِ دانشکده چه ربطی به من داره؟!!! این یکی رو من خودم هم واقعاً نمیدونم! آخه من نه غریق نجاتم۵ که برم کسی رو نجات بدم؛ نه بولدوزرم۵ که برم برای آوار برداری!
بالاخره باید بفهمم که ربطِ من و پایین اومدنِ سقفِ دانشکده چی میتونه باشه. اس.ام.اس میزنم:
Salam. Chizi shode? Man gushim silent bud, motevajeh nashodam zang zadid
چند ثانیه بعد گوشی توی دستم ویبره میره ...
ادامه داره ...
زیرنویس:
۱. خط ثابت رو دارن. بالاخره دانشکده یه اتاق بهشون داده، و این اتاق هم یه خط تلفن داره.
۲. هر ده سال یه بار همچین اتفاقی میوفته ها!!! :دی
۳. اس.ام.اس زیاد میاد از پاتوق. برایِ: اطلاع رسانیِ جلسهی بعدی پاتوق؛ تبریک اعیاد / تسلیت عزاداریها؛ انرژی مثبت فرستادن به بچههای انجمن، وسطِ دورانِ امتحانات :دی. یا حتی، برای اطلاع دادنِ این که همین الان یه پستِ داغ رفت روی صفحهی وبلاگِ انجمن! ... بله، اس.ام.اس زیاد میاد از پاتوق، اما داشتنِ یه تماس تلفنی، برای من خیلی عجیب بود.
۴. قوّهی استدلالی رو حال میکنید؟ :دی
۵. !!!