یکی از بهترین تغییراتی که پیرو بچهدار شدن در زندگیم رخ داده، بازگشت به اوجِ دوران کتاب خوانی است. چیزی که مدتها بود به واسطۀ زندگی و کار بیرون و خستگیِ درون از زندگیم رخت بربسته بود و جایش را داده بود به پرسه های وقت و بیوقت در اینترنت.
این روزها به هوای شیر دادنِ بچه، روی تخت دراز میکشم و کتاب میخوانم. گوشی موبایل را (که در حالت پرواز است) به بالشتکی بالاسر بچه تکیه میدهم، media 365 reader را باز میکنم و شروع میکنم به خواندن، اغلب زبان اصلی. با همین شیردادنهای ده دقیقهایِ حداقل روزی هفت هشت بار، موفق شدم، تا تولد یک ماهگیِ عشقولک، یک کتاب چند صد صفحهای را تمام کنم. همان که یک سال پیش شروع کرده بودم اما غرق در کار و زندگی، در همان بیست صفحۀ اول نیمهکاره رها کرده بودم. سه کتابِ دیگر را هم همزمان شروع کردهام که البته یکی در مورد بچهداری است. کتابهای کاغذی نخوانده یا نیمهخوانده هم زیاد دارم که خیلی دوست دارم بخوانمشان اما دست گرفتن کتاب کاغذی در شیردهی، کمی دشواری دارد.
باشد که کتابخوانیهایم خواندنِ صرف و به دست فراموشی سپردن نباشد.
برچسبها: کتاب