یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۷
قدیمها همۀ ایدههای جذاب و فکر همۀ پستهای قشنگ قبل از خواب و بعد از خاموش کردن چراغ ها به سراغم میآمدند و من میماندم و دریغ کاغذ و نور و نوشتن. افکارم تا صبح پر پر میزدند در اشتیاق نوشته شدن و صبح بی رمق و بی فروغ به خواب میرفتند و به باد فراموشی سپرده میشدند. چه فرصتهایی که به خیال من این طور به باد رفتند.
الان شبها با تبلت و گوشی و گاهی لپ تاپ توی تخت میروم. روی همۀ اینها انواع دفترهای یادداشت و ابزارهای ظبط صدا را دارم. از این مطلب به آن مطلب میروم، به این کتاب و آن کتاب نوکی میزنم و هر از چندگاهی خودم را به مهمانی عکسهای رنگ و وارنگ و تصاویر خندهدار دعوت میکنم.
شبها میآیند و میروند و من منتظر و گوشی (قلم) به دست منتظر میمانم ... دریغ از خبری و اثری و نوشتهای ...
گذشت آن روزگاران ... گذشت.
برچسبها: خیال
نویسنده: آیِ با کلاه | در ساعتِ 10:1 | لینک
|