بختک رو تا به حال فقط دو بار تجربه کردم. بار اول به شدت وحشت کرده بودم. بار دوم چون میدونستم چیه در عین این که احساس ناخوشآیندی بود صبر کردم تا تموم بشه و در عین حال سعی کردم اون چیزهایی که در موردش خونده بودم رو امتحان کنم. به شما هم پیشنهاد میکنم اگر هنوز نمیدونید که بختک چیه، این کلمه یا کلمه ی «فلج خواب» رو جستجو کنید.
چند روز پیش داشتم بخش «موجودات افسانهای» ویکیپدیای فارسی رو میخوندم که سری هم به بختک زدم و این رو خوندم:
بختک یا فرنجک، به عقیده عوام، کنیز اسکندر بود. هنگامی که کلاغ به مشک محتوی آب حیات که اسکندر با خود از ظلمات آورده بود منقار زد و آن را درید و آب حیات بر زمین ریخت، این کنیز بی درنگ مشتی از آن آب را برداشته نوشید و اسکندر که سخت خشمگین شده بود به ضرب شمشیر بینی او را بینداخت، و فرنجک از گِل، و به قولی از خمیر، بینیئی برای خود ساخت. فرنجک که به سبب نوشیدن آن آب عمر جاودانه یافته است چون کسی را به پشت خفته ببیند بر سینه او میجهد. اگر در آن حال خفته بیدار شده چنگ در بینی او اندازد فرنجک از بیم آن که بینیش کنده شود گنجی از گنجهای اسکندر را که میشناسد رشوت خواهد داد تا دست از بینیش بردارد. بختک که به سبب همین افسانه بینی گلی، دماغ گلی و خمیری نیز خوانده میشود به عقیده عوام در تاریکی و بخصوص زیر درختها و در جنگلها و باغها میگردد. ... برخی افراد معتقدند، در صورتی که بتوان گلو یا دماغ بختک را گرفت، میتوان هر آرزویی کرد تا بختک آن را برآورده کند.
وضع اقتصادی که قصد بهبود نداره. در رأس نشستگان هم که فقط حواسشون به جیبهای خودشونه. در زیر نشستگان هم که غیر از ادامهی تولید و مصرف بهینه (تازه اگر زورشون به همون هم برسه) کاری از دستشون بر نمیاد. از کار کارمندی و نون حلال هم که این طوری که بوش میاد قرار نیست آدم به جایی برسه. امیدم به امدادهای غیبی هم که سالهاست دود شده رفته هوا! (همه حسابهای قرضالحسنهم رو بستهم، در هیچ کدوم از مسابقههای الله بختکی اس.ام.اسی هم شرکت نمیکنم). الان فقط شبها رو به امید از راه رسیدن بختک چشم رو هم میذارم. بلکم دستم به دماغش برسه و خدا رو چه دیدی ...
برچسبها: بختک