چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱
وقتی تصمیم گرفتن برات سخته؛ وقتی دو به شک هستی؛ وقتی همهش داری فکر میکنی که کاش یکی بود بهم بگه که باید چی کار کنم ... این جور موقعهاست که خواسته ناخواسته همهش دنبال چیزی میگردی که جایی که هستی، راهی که انتخاب کردی، تصمیمی که گرفتی رو تأیید کنه ... درست همین موقعهاست که همه چی برات به یک سری نشانه تبدیل میشه و یه معنای ضمنی پیدا میکنه. حتی اون هدیهی کوچولو و ساده ولی بسیار دوست داشتنیای که روش نوشته: «بعد از رسیدن ها، گامی دگر باقی ست».
نویسنده: آیِ با کلاه | در ساعتِ 19:55 | لینک
|