جالبه که معنای بعضی چیزها رو که سالهاست میشنوی رو یه جای خاص و در یه لحظه ی خاص تازه بفهمی. دارم دارالمجانین جمالزاده رو میخونم. جمالزاده هم که معروف هست به استفاده ی گسترده از ضربالمثلها و اصطلاحات توی کارهاش. (کباب غاز رو یادتون هست؟) خوب حالا من دو تا چیز جدید رو یاد گرفتم. همیشه شنیده بودم که «فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه» و هیچ وقت نمیدونستم چه جوری میشه فلفل رو شکوند و به تیزی رسید. الان دیدم جمالزاده نوشته: «فلفل نبین چه ریزه / بچش ببین چه تیزه»
یه چیز دیگه که یاد گرفتم این بود: «کار نیکو کردن از پر کردن است». من همیشه موقع خوندن این جمله، زیر حرف «ر» توی «کار» کسره میذاشتم و میخوندمش، «کار ِ نیکو کردن ...» الان که استفاده از این ضرب المثل رو توی یه متن دیدم، فهمیدم که «ر» ساکن داره. و تازه دوزاریم افتاد که معناش چی میشه! یعنی، وقتی میتونی یه کاری رو نیکو (خوب) انجام بدی، که قبلاً اون کار رو زیاد کرده باشی!
الان این رو نوشتم که شادی هام رو باهاتون قسمت کرده باشم.
اواخر هشتاد و هفت، یا اوایل هشتاد و هشت