*** هفت خرداد ***
چلپ، چلپ ... یا نمی­دونم شاید هم شپلق، شپلق.
درست نمی­دونم که صداش رو چه جوری باید بنویسم. شاید مهم هم نباشه که چه جوری نوشته می‌شه؛ مهم اینه که صداش خیلی قشنگ بود.
امروز سوار بی.آر.تی بودم، درست کنار میله­ی جداکننده که یه دفعه از پشت سرم این صدا رو شنیدم.
یه آقای نسبتاً محترمی، دو تا کشیده نثار یه آقای به ظاهر نامحترمی کرد.

 


برچسب‌ها: اتوبوس

نویسنده:  آیِ با کلاه | در ساعتِ 1:43 | لینک  |