دارم کتاب «سبکشناسی نثر» شمیسا رو میخونم، صفحهی ۱۶۳ داره از نویسندههای قرن هفتم و کتاب المعجم میگه ... موندم این قدیمیها چه جوری حوصله شون میکشیده که بدون وجود ابزارالات زندگی راحت کنی چون کامپیوتر بنشینن کتابهای خفن بنویسن! واقعاً که مردمان با حوصلهای بودند. خدایشان بیامرزاد! ... توی همین افکار هستم و دارم به بدبخت بیچارگیهای نویسندگان شونصد سال پیش فکر میکنم که کتاب رو ورقی میزنم و میرسم به این خطوط:
شمس قیس المعجم را در سال ۶۱۴ هـ. در مرو شروع کرده بود، اما در سال ۶۱۷ هـ. که همراه محمد خوارزمشاه بود و شاه در حال فرار از مغولان، کتاب خود را در پای قلعهیی بین اصفهان و همدان گم کرد (!!!). تا آن که بعدها کشاورزان آن ناحیه آن مسودات را بازیافتند و به او دادند ...
میدونید، من اگر جای شمس قیس بودم، با گمشدن کتابی که سه سال براش وقت گذاشته بودم، در جا خودکشی میکردم!
برچسبها: کتاب، شمس قیس، بدشانسی